پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

323

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

انجام اين معامله ، آنان از طريق مراغه و كردستان ، به كشور خود مراجعت خواهند كرد ؛ زيرا از جاهايى كه براى حمله به ايران گذاشته‌اند ، به علت فقدان آزوقه و خرابى ، ديگر نمىتوانند برگردند و مجبورند اين راه را انتخاب كنند تا از لحاظ لوازم و خواربار در زحمت نيفتند . شاه گفت كه اگر ترك‌ها از همان راهى كه آمده‌اند مراجعت مىكنند ، حاضر به صلح است و آزوقهء آنان را تأمين خواهد كرد ؛ ولى به هيچ‌وجه حاضر نيست آنان از راه مراغه و كردستان مراجعت كنند ، زيرا همان‌قدر خرابى كه به بار آورده‌اند ، كافى است و ديگر نمىخواهد قسمت‌هاى ديگر خاكش را به ويرانى بكشند . شاه در اين نظر خود ، كاملا محق بود ؛ زيرا اگر ترك‌ها از طريق مراغه و كردستان مراجعت مىكردند ، علاوه بر بار آمدن خرابى اين خطر نيز وجود داشت كه با استفاده از فرصت سلطانيه را ، كه در آن حوالى واقع شده بود ، غارت كنند و به آبادىهاى اطراف تا قزوين دستبرد بزنند و از همه گذشته امكان داشت اين فكر به سر آنان بزند كه آن اراضى را در دست خود نگه دارند و به كمك آزوقهء دريافتى از كردستان ، كه يك سرزمين دوست و يا لااقل بىطرف محسوب مىشود و مجاور بابل و آسور است ، زمستان را همان جا به سر آورند و در موقع لازم به هر كجا مىخواهند مجددا يورش برند . پاسخ شاه به سفير نيز با توجه به تمام اين دلايل داده شده بود و علاوه بر آن ، بلافاصله به قرچقاىبيگ و امير گونه‌خان دستور داد كه اگر مشاهده كردند كه سپاهيان ترك به سوى مراغه روان شده‌اند ، مجاز هستند هر اقدامى كه لازم بدانند نسبت به آنان انجام دهند و بايد بگويم كه در آن موقع شنيده مىشد سپاهيان ترك رو به مراغه به راه افتاده‌اند ؛ ولى اين خبر صحت نداشت . شاه روز بيستم سپتامبر سفير ترك را مرخص كرد تا به نزد سردار رود و شرايط او را بازگو كند . ضمنا براى اين‌كه تمايل خود را به صلح نشان داده باشد ، و به نظر من بيشتر به جهت اين‌كه از وضع اردوگاه ترك‌ها خبرى بگيرد ، كاظم‌بيگ را كه قبلا درباره‌اش صحبت كرده‌ام و مدتى سفير ايران در قسطنطنيه بوده است ، با اختيارات كافى نزد سردار فرستاد تا با وى دربارهء شرايط صلح گفتگو كند . صبح بيست و يكم سپتامبر شاه ، كه اندكى از اوقات تلخى روزهاى پيش بيرون آمده بود ، بعد از مدت‌ها از كاخ بيرون آمد و با پرندگان شكارى خود از شهر بيرون رفت و ما نيز او را همراهى كرديم . براى اين‌كه به سليقه‌ها و روش‌هاى عجيب اين شاه پى ببريد ، بىمناسبت نيست يادآور شوم كه وى در وسط صحراهاى اطراف شهر ، زير آفتاب سوزان ، به روى خاك نشست و مدت‌ها